تبليغاتX
خانه شعر :: به وبلاگ من خوش امدید قدم رنجه فرمودید راستی نظر یادت نره
خانه شعر
به وبلاگ من خوش امدید قدم رنجه فرمودید راستی نظر یادت نره
محرم با دلی پر خون رسیده 
غم کبوتر

کبوتر عاشقی دیدم در این دشت

پرو بالش به خون اغشته بود است و کمی اشک

در این دشت سیاه از بهر دشمن

همه یاران برفتن با کبوتر

برادر را بدونه پر بکشتن

لب تشنه کنار اب سر از تن بر بریدن

فقان و اه و درد بی برادر

بزد خنجر به قلب ان کبوتر

به یک یک یاورانش را دریدن

تن بی سر به خاک و خون کشیدن

کشیدن اتش اندر اشیانه

گرفتن کودکانش بی بهانه

زدن سیلی به روی خواهر او

به گوش یادگار مادر او

کشیدن پور بیمارش به زنجیر

دریدن نای نوزادش به یک تیر

زدن رویه رقیه دختر او

همه مهر دل بی همدم او

کبوتر عاشقی دیدم پر از غم

پر از ناله پر از فریاد و ماتم

پر از سوگ برادر تا به خواهر

پر از یاد رقیه تا به اصغر

کبوتر عاشقی دیدم به خون شد

تن بی جانش از دردی برون شد

--------------------------------------

یه روزی.....

یه روزی یه پنجره

رو به دریا وا می شد

یه نفس توی قفس

هم دم لحظه ها می شد

یه نفر مثل یه رود

یاد گذشته ها می کرد

دلشو رنگ می زد

جای پرندها می کرد

به خدا یه هنجره

اشکو به گونه هاش می زد

یه اه از توی دلش

سیلی رو به دنیا می زد

فقط یه خاطره واسش

زندگی دوباره بود

به حرف نو از تو دلش

منجی جاودانه بود

فقط خدا درد دلو

از تویه سینه هاش شنید

هق هق و شب گریه هاشو

تو اوج غربت می شنید

------------------------------------

سلام با بوی علم عباس

سلام با اشک زینت

و سلام......

دوباره محرم رسیده و مردم در تکاپویه عذاداریه سالارش گذاشته

منم به نوبیه خودم  هم این ایام رو به همه تسلیت می گم

و هم دو تا شعر گذاشتم

هر دو در مورد امام حسین(ع) و یارانش است

شعر اول در مورد عاشورا و حال و هوایه اونه

و شعر دوم هم از تنهایه امام میگه.

راستی نظر یادتون نره

 

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط سجاد خزائی در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 11:25