تبليغاتX
خانه شعر :: به وبلاگ من خوش امدید قدم رنجه فرمودید راستی نظر یادت نره
خانه شعر
به وبلاگ من خوش امدید قدم رنجه فرمودید راستی نظر یادت نره
مادر 
...سلام امروز می خوام سنت شکنی کنم

....می خوام برای یه معشوق واقعی شعر بزارم

......مادر.....

این اهنگ من واسه تنها یار میگم

واسه همدم ٬واسه مادرم میگم

نمی دونم که می تونم واسه اون چشماش بخونم

واسه اون شبهای خوبش که تا صبح پیشم می موندش

اره اون سنگ صبورم ٬مادرم یه مهربونم

همه ی بود نبودم ٬مادرم خورشید جونم

حسرت بوسه ی اخر٬ از رو اون چشای مادر

هک شده رو سینه ی من٬چه کنم واسه تو مادر

مادرم تاج سرم٬توی همیشه در برم

همیشه لحظهی منی٬همیشه خواسته ی منی

همیشه اون غم منی که تا ابد تو سینمی

واسه اشکای تو مادر تو بگو تا که بمیرم

زیر اون چتر نگاهت من می خوام تا صبح بشینم

اره مادر٬توی اخرین من

...خوب نظرتون چیه؟...خوب بود؟

....خوشحال می م که با نظراتتون منو راهنمایی کنین

....مهمتونو می بوسم

|+|
نوشته شده توسط سجاد خزائی در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 10:31
التماس 
باز می خوام از تو بخونم

از چشای بی گناهت

از همون وقتی که قلبم

بوی حرفاتو شناخته

من می خوام با تو دو باره

اوج لحظه رو ببینم

با یه بوسه از لب تو

غصه غم بگیرم

جون هرچی عاشق باز

بال و پر نده به اشکام

حس با تو بودنم رو

نشکنش تو اوج ابرام

به خدا تک تک شعرام

تو بگی مال تو می شه

باغ گل با همه گل هاش

می مونه پیشت همی شه

بند بند این تن من

به جز اسم تو نبرده

حتی یک لحظه صدامم

واسه هیچ کسی نخونده

نشکن التماس اخرم رو

بشنو از قلب شکستم

حس خوب بودنت رو

تو ببخش به این تن من

..... با سلام...ممنونم که این همه به من لطف دارین....از نظرات زیادتون معلومه... بازم ممنون

...و اما.....

... و اما این ترانه رو من خیلی دوست دارم... چون حاوی یه مفهوم قشنگه.. اگه دقیق بخونینش می فهمین و عاشقش می شین.....

... دوستون دارم .... می بو سمتون

|+|
نوشته شده توسط سجاد خزائی در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 16:3
تبادل لینک 

سلام خدمت شما عزیزان محترم

این دفعه شعر نمی زارم ولی یه در خواست داشتم

یعنی ۲ تا در خواست

۱:من مایل به تبادل لینک با شما عزیزانی که وبلاگ دارید هستم.البته این کار چند ویژگی بازر داره اول شما می تونید با این کار یک ن.ع تبلیغ تو وباگ های دیگه داشته باشید و .......

۲: ودر خواست دومم اینکه اگه..اگه...اگه... مارو قابل می دونین .می تونید اشعار خودتونو به sorena_kh@yahoo.com بفرستيد كه البته اینم باید اضافه کنم که اگه خودتونم وبلاگ دارید این وسیله ای می شه تا اشعار شما رو افراد بیشتری بخونن

....دستون دارم

... می بوسمتون

|+|
نوشته شده توسط سجاد خزائی در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 10:22
یک سلامی مثل خوشه ی افتاب 
 یه وقتی بود که می خواستم

 دلو پیش تو بزارم

 پشت پا زدی به قلبم

 این همیشه بوده کارم

 اما حالا دیگه هیچ وقت

 اسمتم من نمی یارم

 حسرت چشمای مشکیت

 توی فکرم ٬نمی ذارم

 دیگه دیره واسه برگشت

خونه دل٬ دل تو نیست

همه اشکهای نگاهت

واسه خستگیم دوا نیست

گوشامم پر شد بس که

 حرفای تو رو شنیدم

التماستم فریبه

این هرگز نمی دیدم

واسه برگشتت تو قلبم

هیچ راهی دیگه نمونده

نمی خوام تو رو ببینم

این وداع اخرینم

.......یک سلامی مثل خوشه ی افتاب......امید وارم حال همه شماعزیزان خوب باشه

.....من که دارم تک تک شعرامو می زارم....و همچنان منتظر شعرای ناب شما هستم

......راستی نظر یادتون نره..

...می بوسمتون

|+|
نوشته شده توسط سجاد خزائی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 10:54
فرجام 
شروع این قصه تویی

اخر این قصه منم

بزار که بغض اخرو

رو سینه تو بشکنم

می خوام که از تو بخونم

این اخرین ترانه ام

باید که من سفر برم

سفر فقط بهانه ام

می خوام که خاطراتمو

تو جاده دل بریزم

می خوام که عشقت دیگه

از تو دلم دور بریزم

دیکه سراب ارزوت

واسه دلم بس نمی شه

اون عشقه تو توی دلم

جایی دیگه جم نمی شه

فقط همین دیگه برو

دور از تو من باید برم

واسه خودم بدونه تو 

اشکامو من رها کنم...

 

.... درود بر همه شما عزیزان....

....من که ترانه هامو برای شما گذاشتم .....و همچنان منتظر ترانه های شما عزیزان هستم..

..... می بوسمتون

 

 

|+|
نوشته شده توسط سجاد خزائی در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 10:58
زندونی 

توی کویر یه زندونی

منتظر یه جرعه اب

روی چشماش مهتاب و ماه

 توی دلش دریای ناب

تمنای یه نیم نگاه

روی لباش راز و نیاز

یاد گذشته ها می کرد

 بغص دل رها می کرد

می دید همه دیدنیا

 می شنید همه شنیدها

واسه خداش دست به دعا می برد

تا اون ستاره ها

مونده واسش فقط نفس

واسه خودش واسه خداش

فکرش توب کویر نبود

لباش دیگه تشنه نبود

سوی خداش واسه خودش

پرهاشو اون کشیده بود

....سلام....خوب هستید....

....یه توضیح درباره این ترانه بدم....این ترانه در مورد کسی است که توی شلوغی این جهان گم شده و دنبال خودش می گرده و در اخر هم به ندی خداش می رسه

....همچنان منتظر اشعار زیبای شما هستم

......می بسمتون

|+|
نوشته شده توسط سجاد خزائی در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 و ساعت 23:52
عشق یعنی..... 

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی بغض هال با چشم تر

عشق یعنی پرواز بی هیچ پر

عشق یعنی سر به دار اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی سوز, نی اه شبان

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی قطره دریا شدن

عشق یعنی تا بی نهایت با نهایت ها شدن

 

 

.... با درودی مجدد .....خوباینم یکی دیگه از سردهام که برای شما عزیزان میزارم...امیدوارم که خوشتون بیاد...

.....می بوسمتون...و همچنان منتظر اثار زیبای شما هستم

|+|
نوشته شده توسط سجاد خزائی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 13:17
زندگی 
زندگی  را  زندکی  معنی  بکن      عشق  را با عشق  هم  معنی  بکن

یادده حرفهارا همه همرنگ کنند     نقش راروی قالی باچه رنگی طرح کنند

بشنو ازهر کس که نجوامی کند     عشق را با شعر هم معنا می کند

پنجره ها  را به  سوی  او  کشو     دیده را از هر چه دیدی پاک شو

 مهربانی  را  به در    اویز     کن     جای خالی را همه گلریز کن

گام ها    را    کمی    بهتر  بگیر     ساز را با دست محکم تر بگیر

خانه  را  با   اب   نقاشی   بکن     رنگ را دور ریز ٬ هم رنگی بکن

هم  صدا  با  بلبلان  اواز   نخوان     بی توجه با جهان اواز بخوان

ساز  دل  را  به  هرکس   باز گو      عشق احساس را پسش هر کس فاش گو

.....خوب اینم یه شعر دیگه که امید وارم خوشتون بیاد.البته اونقدر هم زیبا و دل چشب نیست ولی خوب شعر دیگه

........می بوسمتون....و همچنان منتظر اشعار زیبای شما

www.sorena_kh@yahoo.com

|+|
نوشته شده توسط سجاد خزائی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 3:27
عشق یه پرنده 
مثل عشق یه پرنده     توی پرواز مهاجر

من دل از زمین بریدم   من به اسمون رسیدم

مثل عشق یه پرنده    که دور از کنج قفس هاست

من دل از دلت بریدم    پر پرواز کشیدم

مثل عشق یه پرنده    واسه پرواز دوباره

لحظه هارو من شمردم  تا تو برگردی به خونه

 مثل عشق یه پرنده   رویه دیوار به خونه

واسه حرفای تو بازم   جایی تو دلم نمونده

مثل عشق یه پرنده   واسه خوندن واسه بودن

من می خوندم همه شبهام  تا نو بشنوی نفسهام

اما نه دیگه نموندی   واسه قلب من نخوندی

              واسه قلب من نخوندی

......با سلامی دوباره خدمت شما غزیزان. این یکی از سرودهای خودم بود ( البته اینم باید اصافه کرد که یک ترانه بود )و همچنان منتظر پیام های شما هستم.

.....می بوسمتون.....سورنا

|+|
نوشته شده توسط سجاد خزائی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 2:37
سلام 
با سلام

من سجاد خزائی هستم

۱۸ ساله. اهل نوشهرو ملقب به سورنا

اول درباره این وبلاگ یه سری توضیهات باید بدم که در مورد چی هست و شما عزیزان چگونه می تونید مطالب خوتونو تو وبلاگ بزارید

۱:این وبلاگ صرفا درباره شعر و موسیقی هست

۲: شما عزیزان می تونید سرودهای خودتونو به این  ادرس بفرستید تا در وبلاگ قرار بگیرد

www.sorena_kh@yahoo.com

۳:من خودمو شاعر نمی دونم ولی یه نیمچه شعری دارم که در این وبلاگ حتما قرار خواهم داد

.....و در اخر از همه شما غریزان خواهشمند هستم تا منو در هرچه بهتر شدن این وبلاگ یاری کنید

همتونو میبوسم

مخلصتون سورنا

www.sorena_kh@yahoo.com

|+|
نوشته شده توسط سجاد خزائی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 2:4